علت اصلی عقب ماندگی ایران نسبت به کشور های دیگر چیست؟

+6 امتیاز
218 بازدید
علت اصلی عقب ماندگی ایران نسبت به کشور های دیگر چیست؟
پرسیده شده تیر ۱۶ , ۱۳۹۳ در اجتماعی توسط ممد

4 پاسخ

+3 امتیاز
بهترین پاسخ

با سلام
1: اقتصادی
یکی از مصادیق مهمی که کارشناسان برای موضوع توسعه ذکر می کنند بحث حرکت به سمت اقتصاد مطلوب می باشد تا از این طریق بدرستی به نیازهای مادی بشر پاسخ داده شود.
در دنیای امروز نیز در اغلب موارد وقتی سخن از توسعه به میان می آید(همان گونه که در سوال نیز چنین است) بر این قسم تکیه و تاکید می شود و بیشترین توجهات را به سمت خود جلب می کند.
2: فرهنگی
از جمله عرصه هایی که می توان از آن بعنوان متعلق توسعه یاد کرد عرصه فرهنگ می باشد که از قدیم الایام در تمام زمان ها و زمین ها در محرومیت و مظلومیت بسر برده و مردمان تمام جوامع به آن کم توجهی کرده اند(و امروزه نیز چنین است) در حالی که این حوزه مهم ترین بخش هر جامعه را شکل داده و از حساسیتی بس بالا و والا برخوردار می باشد.
طبعا و به اقتضای هر جامعه این موضوع متفاوت بوده و به دلایل ذاتی و اقلیمی،این مهم دارای گونه ها و نمادهای خاصی می باشد ولی آنچه در میان بشریت مشترک می باشد این است که تنها از این طریق است که انسان ها به هویت فردی و یا جمعی می توانند دست پیدا کنند و این موضوع نقشی حیاتی در میان آنان دارد.
بنابراین باید گفت توسعه در این باب به معنای آشنائی هر چه بیشتر مردمان به قواعد و قوانین همزیستی با هم نوعان و حاکمان خود می باشد که مقدور بوده ولی نباید از حقیقت هر فرهنگ،بدور و بر خلاف آن اقدام به پیاده سازی این امر(توسعه) نمود.
3: سیاسی
دنیای سیاست نیز از دسترس توسعه بدور نبوده بطوری که امروزه در سیاست نیز به این موضوع توجه ویژه ای صورت می گیرد تا بر اساس آن بتوانند سیاست های جهانی را به هم نزدیک تر و از این رهگذر روابط میان دولت ها و ملت ها را قدری تسهیل نمایند.
ابزارهای توسعه:
تحقق توسعه طبعا ابزارها و امکانات خاصی می طلبد که اگر این ابزارها وجود داشته باشند این امر رخ داده و گرنه چنین اتفاقی نخواهد افتاد.ما در این مجال کوتاه به بررسی برخی از این ابزارهای مشترک در همه انواع توسعه بصورت مختصر می پردازیم.

1: سرمایه
سرمایه که در هر زمینه و برای شروع در هر امری نقشی حیاتی را بعهده داشته و بی تردید بدون آن گام از گام برداشته نخواهد شد؛در امر توسعه نیز این گونه است که الزاما برای تحرک و رسیدن به شرائط ایده آل،باید از این مهم بهره جسته شود.لذا ما در دنیای امروز شاهد این هستیم که کشورهایی که از این ابزار مهم بیشتر برخوردارند از توسعه بیشتری نیز بهره می برند.
2: نیروی کار
نیروی کار که در واقع بخش سخت افزار هر عرصه ای را شکل می دهد و بدون آن هیچ چیز قابل پیاده سازی و تحقق نخواهد بود در توسعه از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد بطوری که می توان گفت اساسا بدون آن،هیچ گونه توسعه ای اتفاق نخواهد افتاد.
3: برنامه ریزی
از جمله مصادیق بخش نرم در هر توسعه در حقیقت همان برنامه ریزی(Planing) درست و اصولی بر اساس داشته های واقعی هر جامعه می باشد تا در نهایت آنچه رخ می نماید بدرستی و بموقع اتفاق بیافتد.
شاخص های توسعه یافتگی:
توسعه یافتگی که در مقابل آن از واژگانی چون عقب ماندگی ،کم تر توسعه یافتگی و در حال توسعه سخن گفته می شود بر اساس یک سری معیارهایی اندازه گیری شده که در نیا مورد پذیرش عمومی بوده و الگو واقع شده است.بعنوان مثال در دنیا اروپا بعنوان یکی از مصادیق توسعه یافتگی تلقی و برخی معیارهای آن را مانند رشد بخش کشاورزی،صنعت،فن آوری و... بعنوان شاخص تعیین و تمام کشورها بر اساس آن مورد سنجه قرار می­گیرند.لذا از آنجا که اصل سوال بر توسعه اقتصادی متمرکز می باشد ما در این جا به ذکر برخی از این شاخص ها در این حوزه بسنده می کنیم.
1: شاخص های کمی
در باب شاخص های توسعه یافتگی می توان به شاخص هایی اشاره کرد که جنبه کمی و به تعبیری حجمی دارند و نشانگر میزان برخوردرای یا عدم برخورداری جوامع،از مواهب مادی می باشند.در این مجال به طور اختصار به برخی از این شاخص ها توجه می کنیم.
الف: تولید ناخالص ملی
این شاخص که به ارزش پولی کل تولید(محصولات ساخته شده و خدمات ایجاد شده) در یک دوره زمانی معین مثلا یک سال ناظر است یکی از پرسابقه ترین شاخص ها می باشد که به هر میزان که این تولید بالاتر باشد میزان توسعه یافتگی نیز بیشتر خواهد بود.
ب: درآمد ناخالص سرانه ملی
از تقسيم درآمد ملي يك كشور (توليد ناخالص داخلي) به جمعيت آن، درآمد سرانه بدست مي‌آيد(مقاله توسعه و رشد اقتصادي و شاخص های عینی توسعه یافتگی . بر گرفته از سایت مطالعات افکار نو) که هر فرد در جامعه از آن برخوردار می باشد به این که هر چه این درآمد بیشتر و میزان بهره مندی مردم(از آنچه نیاز دارند) بالاتر باشد به همان اندازه توسعه یافتگی اتفاق افتاده است و طبعا هر چه این منحی رو به پایین باشد توسعه نیز سیر نزولی خواهد داشت.
ج: توزیع درآمد
هر چند شاخص پیش گفته در شمار یکی از معیارهای توسعه یافتگی بود ولی از آن مهم­تر این است که این درآمد سرانه ملی چگونه میان آحاد جامعه توزیع شود.اگر این درآمد بدرستی در میان تمام دهک های برخوردار و غیر برخوردار توزیع گردد ما خواهیم توانست از آن به توسعه یافتگی یاد کنیم و گرنه چنین چیزی دور از حقیقت خواهد بود.
2: شاخص های کیفی
از آنجا که در توسعه اقتصادی تنها بعد کمی ملاک نبوده و بخش عظیمی از آن به بعد کیفی نیز باید ناظر باشد لذا توجه به کیفیت شاخص های توسعه یافتگی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد که ما در این جا به ذکر چند مورد از این شاخص ها اکتفا می کنیم.
الف: میزان باسوادی
یکی از معیارهایی که از دوران های قدیم نیز مورد توجه بشر بوده میزان باسوادی مردمان می باشد به این که به هر اندازه که بیشتر و بهتر باشد آن جامعه دارای رشد یافتگی و به عبارتی توسعه بیشری خواهد بود.
امروزه نیز در دنیا این موضوع،بسیار مورد توجه قرار دارد بگونه ای که این شاخص از جمله اساسی ترین شاخص ها(درباب توسعه) بوده و اگر ملتی فاقد آن باشد یا کم تر از آن برخوردار باشد در زمره کشورهای عقب مانده و یا کم تر توسعه یافته جای خواهد گرفت.
ب: مرگ و میر نوزادان
از جمله شاخص های کیفی در توسعه اقتصادی میزان سلامت هر جامعه می باشد. هر اندازه که مردم از مسائل بهداشتی بهره مند باشند و در نهایت سلامت جامعه تامین باشد به همان میزان می توان گفت که این جامعه از توسعه برخوردار و یا این که از آن محروم می باشد.نا گفته نماند که این مهم در مورد مرگ و میر نوزادان،بیشتر مورد توجه می باشد.
ج: امید به زندگی
یکی از مباحث کیفی که در توسعه اقتصادی از آن یاد می شود بحث امید به زندگی احاد جامعه می باشد به این که هر فرد اگر از تمام جنبه های مادی(که به جسم او مرتبط است) بهره مند باشد و بتواند از عمر بیشتری برخوردار گردد می توان گفت جامعه او توسعه یافته است و اگر چنین نبود طبعا این جامعه دچار عقب ماندگی و یا کم تر توسعه یافتگی شده است.(شاخص های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام ص 57 -61)
اصل پاسخ:
حال که به اصل پاسخ رسیدیم می توان از ابعاد مختلف به بحث نشست که ذیلا به آن اشاره می شود.
اولا: باید دید که منظور از توسعه یافتگی کدام بعد از توسعه می باشد؟اگر ابعاد تکنولوژیکی،اقتصادی،صنعتی و... منظور است که باید گفت در برخی از این موارد ایران هم طراز و هم سطح کشورهای آمریکا،فرانسه و... نمی باشد.اما اگر منظور توسعه سیاسی و یا فرهنگی باشد که باید اعتراف کرد که در این دو بعد از توسعه،ایران گاه هم طراز و گاه نیز جلوتر از این کشورها گام برداشته که این خود نوید خوبی برای آینده این مملکت خواهد بود.
حال سخن در این است که اگر در ابعادی همچون اقتصاد،تکنولوژی و... اعتقاد بر عدم توسعه یافتگی ایران است باید ببینیم که موانع توسعه یافتگی در ایران چیست؟لذا ما در این جا به بررسی و تحلیل برخی از این موانع در ابعاد داخلی و خارجی می پردازیم.
الف: داخلی
بدون شک یکی از موانع توسعه یافتگی در ایران،به مسائل داخلی بر می گردد به این که نقش آنچه در داخل ایران رخ داده است را نباید از نظر دور داشت.لذا ما در این جا به اختصار به برخی از این موانع اشاره می کنیم.
1: موانع تاريخی
از زمره موانع می توان به موانع تاریخی توجه نمود که ایران در طول تاریخ خود به آن دچار بوده است از جمله:
الف: وقوع جنگ های ویرانگری همچون حمله مغولان ، روسها ، انگليسيها و... به ایران.(فرهنگ و تمدن اسلامی ص 139)
ب: ضعف و سستی حاکمان بویژه در عصر قاجار که انسان های خوش گذران بوده و کشور و امکانات آن را مرتبا به دشمنان تقدیم می کردند.
2: تشتت مردم و مسولان
عدم هماهنگی حاکمان با مردم به این که در طول تاریخ ایران همواره دسته ای که بر امور کشور حکومت می کردند از مردم جدا بوده و طبعا مردم نیز با آنان همراهی نداشتند و در پیشبرد کشور سهمی نداشتند.
3:اختلافات قومی
از جمله موانع بر سر راه توسعه ایران،وجود برخی تفکرات قومی و قبیله ای بوده که در بخش هایی از کشور که در حقیقت مردمان،تنها به منافع خود و قبیله خود اندیشیده و چه بسا درگیری هایی نیز در این میان بروز می نموده است که بخشی از توان و فرصت های کشور خرج آن می شده است که در نهایت نیز هیچ سودی به حال مردم نداشته و تنها خرابی به بار می آورده است.
4:سياسي
یکی دیگر از موانع در راه توسعه ایران همان مانع سیاسی بوده است که قبل از انقلاب وجود داشت به این که دشمنان این مملکت که منافع خود را از توسعه ایران در خطر می دیدند نمی توانستند با رخ داد توسعه به آن منافع لطمه ای وارد آورند لذا در این که ایران هم بخواهد و یا این که بتواند در راه رشد خود گام بردارد کارشکنی ودست اندازی کرده و نگذاشتند این امر تحقق یابد.علاوه این که بسیاری از مباحثی که در راستای مسایل سیاسی موثر می افتاد در بیرون از این کشور طرح ریزی می شد که اصولا دست حاکمان از آن بدور بوده و طبعا در این جهت بگونه­ای برنامه ریزی صورت می­گرفت که ایران و مردمان آن همواره ذلیل و نیازمند دیگران باشند تا این که خود نتوانند برای منافع خود اقدامی نمایند.
5:مديريتي
از دیگر موانعی که می توان در راه توسعه ایران از آن یاد نمود این است که پیش از انقلاب در این مملکت،مدیریتی کارآمد وجود نداشت تا این که بتوان از تمام فرصت ها و امکانات بدرستی بهره گرفته و در راه توسعه یافتگی ایران گام برداشت.
6: فرهنگي
در زمره موانع عدم توسعه یافتگی ایران،مانع فرهنگی را نباید از خاطر دور داشت به این که در دورن مرزها آنگونه وانمود شده بودکه ایرانی نمی تواند خودش کاری از پیش برده و برای آینده و رشد و توسعه خود گامی بردارد.به عبارتی دشمنان در یک برنامه هدفمند،در ایران(شاههنشاهی)کوشیدند تا مردمان ایران را نسبت به توان و استعدادشان بی اعتماد سازند تا از این رهگذر بتوانند علاوه بر تامین منافع نامشروع خود،این کشور را همچنان از قافله توسعه عقب نگه دارند که ظلمی نابخشودنی بوده و همیشه ایام مورد لعن نسل های مختلف خواهند بود.
ب: خارجی
از موانع داخلی توسعه یافتگی ایران که بگذریم نقش موانع خارجی نیز در این میان امری قطعی و غیر قابل انکار می نماید که ما در این مجال کوتاه به ذکر برخی از این موانع بسنده خواهیم کرد.
1:حضور بيگانگان
کشور ما بر اساس گواهی تاریخ،از جمله کشورهایی است که از دوران های دور با حضور بیگانگان در درون مرزهای مادی و سیاسی دست به گریبان بوده وهمواره این قدرت های خارجی بوده اند که برای این مملکت برنامه ریزی و آن را بر اساس خواسته های خود اداره می­کرده­اند.
از این رو می­توان حضور بیگانگان(تحت هر عنوانی که بوده است)را یکی از موانع توسعه ایران دانست که این امر با انقلاب اسلامی بکلی از میان رفته و دستان نامشروع آنان از این کشور قطع گردید.
2:استعمار قدرت های بزرگ
یکی از بهانه هایی که قدرت های بزرگ را بر آن می داشت تا این که وارد دیگر سرزمین ها از جمله ایران شوند موضوع استعمار(و یا همان به اصطلاح عمران و آبادانی کشورهای هدف)بوده است به این که کشورهایی همچون آمریکا،انگلیس،فرانسه و... که خوی سلطه­گری داشتند به این بهانه به دیگر کشورها وارد شده و به جای آباد سازی آنها اقدام به خرابی و به عبارتی از بین بردن و نابود سازی می­کردند.
بنابراین کشور ما که سابقه طولانی در ورود مغرضانه قدرت های بزرگ دارد بخاطر نابود سازی منابع آن از سوی این قدرت ها و به عبارتی بدلیل استثماری که آنان نسبت به ایران روا داشتند نتوانست در راه توسعه خودگام بردارد و این خود مانعی بزرگ در این راه شد.
3: انواع تحریم ها
از جمله موانعی که در راه توسعه ایران،(پس از انقلاب وجود داشته است)تحریم هایی است که دشمنان قسم خورده ما در پی کوتاه شدن دست آنان از منافع ملت ایران،علیه مملکت ما وضع کرده و اجرا نمودند بگونه ای که این تحریم ها همچنان و پس از گذشت سی سال،روز افزون گشته و در تقابل با خواسته های بحق جامعه جهانی قرار دارد.
ثانیا:نباید از نظر دور داشت که آنچه به عنوان توسعه صنعتي،اقتصادي،تکنولوژی و... در غرب اتفاق افتاده است معلول چند علت می باشد:
1: قرنها کار و آزمون و خطا
دنیای غرب در پی قرن ها تلاش و زحمت و پشت سرنهادن آزمون هاو خطاهای گوناگون توانسته است به این توان و توسعه دست یابد که امروز شاهد آن هستیم.لذا ایران فعلی را نمی توان با این پیشینه دراز،مورد مقایسه و سنجه قرار داد چرا که تلاش های ایران تنها 30 سال پس از انقلاب است که آغاز گردیده و در تلاش برای ورود به عرصه های توسعه یافتگی است که طبعا نتیجه آن را باید در آینده دید.
2:گذار از مشکلات و بحرانها
اگر در غرب سخن از توسعه یافتگی است بدون تردید این مهم پس از عبور از مشکلات و بحران های مختلفی اتفاق افتاده است که غربی ها در طول این مسیر،آن را طی و پشت سر نهاده­اند.بنابراین بدست آوردن این توسعه به همین راحتی نمی تواند اتفاق بیافتد بلکه این موضوع یک فرایند پیچیده ای است که می باید درگذار از مقاطع مختلف حاصل آید و به تعبیری نتیجه بخش باشد.
3: استقلال مديريتي
از دیگر عوامل توسعه یافتگی در غرب،استقلال مدیریتی آن را می توان نام بردکه متاسفانه نظام مدیریتی قبل از انقلاب، مبتلا به وابستگی خاصی بوده که این خود همواره مانعی جدی و بزرگ بر راه توسعه یافتگی ملت ایران بوده است.
4: غارت منابع ساير ملت های جهان
بی تردید غرب و غربی ها که سابقه درازی در استثمار دیگر ملل دنیا داشته و از قدیم الایام درپی بهره کشی های مختلف از آنان بوده اند در باب توسعه یافتگی خود نیز مرهون این می باشند که این موضوع در دو بعد قابل بررسی می باشد.
الف: منابع مادی
همان گونه که پیش تر نیز بیان گردید از جمله عوامل توسعه،منابع طبیعی و به تعبیری سرمایه هر ملت می باشدکه غرب با توجه به خوی ذاتی خود در غارت منابع دیگر مردمان جهان از جمله ملت های آفریقا ، آسيا و از جمله کشور خود ما و... که توانی در استخراج،بازفرآوری و حفظ داشته های مادی خود نداشتند توانسته است از این فرصت سوء استفاده کرده و به تاراج این منابع از جمله معادن طلا،الماس و... بپردازد تا در راه توسعه یافتگی خوداز آن بهره جوید.
ب: منابع انساني
منابع انسانی هر ملت که در واقع سرمایه حقیقی آنان بشمار می رود در زمره ابزارهای مهم در جهت توسعه یافتگی قلمداد شده بگونه ای که اصولا نمی توان توسعه را بدون آن تصور کرد.
غربی ها که از دیر زمان بدنبال ربودن مغزها و به عبارتی نیروی انسانی ملت های دنیا بوده و به هر بهانه­ای این عمل را انجام می داده اند تواسته اند از این منابع استفاده کرده و به توسعه دست یابند. لذا است که شما در غرب از نیروهای بومی آنان در مسائل پیچیده علمی،کمتر خواهید توانست کسی را سراغ بگیرید بلکه عموما این نیروها از دنیای بیرون از غرب می باشند که با ترفندهای گوناگونی همچون تطمیع،تهدید و... آنان را جذب کرده اند.
حال اگر این مباحث را بخواهیم بر ایران منطبق سازیم باید آن را نسبت به دو دوره زمانی قبل و بعد از انقلاب بررسی کرده تا قدری حقیقت روشن گردد:
الف: قبل از انقلاب
درباره ایران قبل از انقلاب باید گفت که در آن دوران نه تنها تلاش وآزمون و خطائی برای توسعه این مرز و بوم صورت نگرفته است بلکه تمام همت دشمنان خارجی و عناصر دست نشانده داخلی آنان بر این بود تا این که کشور ما را از هر نوع بهره مندی از مواهب مادی،در فقر و محرومیت هر چه تمام تر غوطه ور سازند و از آنجا که حاکمان آن از بیرون مرزها دستور گرفته و بر آن اساس عمل می نمودند لذا هیچ گونه استقلال در مدیریت نداشته و مرتبا در پی برآورده سازی خواسته های نا مشروع دیگران بودند بگونه ای که هر تصمیم گیری و تصمیم سازی در هر زمینه ای می بایست در بیرون از مرزها صورت می گرفت تا در درون اجرایی گرددکه طبعا دشمنان خارجی نیز نمی خواستند برای ایران کاری صورت گیرد تا از بحران ها و مشکلات عبور کرده تا پس از طی سالیانی دراز به توسعه یافتگی دست یازد.
بنابراین موضوع توسعه ایران در قبل از انقلاب را می توان بطور کلی منتفی دانست.طبیعتا این انتظار به دوره جدیدی بنام انقلاب موکول خواهد گردید که در بخش ذیل بررسی می گردد.
ب: بعد از انقلاب
اگر بخواهیم این شاخص ها را بر ایران بعد از انقلاب تطبیق کنیم باید بگوییم کشور ما که توانست پس از 2500 سال،از زیر یوغ ظلم های سلسله های ستم شاهی بیرون آمده و خواست تا طعم شیرین استقلال در مدیریت را چشیده و بر توان خود استوارگشته و از آن بهره جوید از نو و ابتدا تلاش برای رونق این آب و خاک آغاز و در این راه بر مشکلات و بحران های مختلف فایق آید و در یک کلام خود تصمیم گرفته وخود به اجرا بنهد تا کنون برای ساختن ایرانی سرآمد و توسعه یافته از هیچ تلاشی فرو گذار نشده ولی حقیقت این است که این تلاش ها نه تنها در 30 سال نمی تواند ثمر بخش باشد بلکه می باید در طی قرن ها شکل گرفته و آهسته آهسته به آنچه باید دست یافت.
بنابراین باید اعتراف کرد که بر اساس حقایق آماری* و عملی موجود،در ایران پس از انقلاب،تلاش های بسیاری در زمینه های مختلف از جمله تکنولوژی،اقتصاد،انرژی هسته ای،سلول های بنیادی و... برای رشد و توسعه آغاز شده بطوری که می توان گفت انقلاب سرآغازی برای بازسازی و یا حتی ایجاد تمدن اسلامی گردیده و آینده خوبی به ما نوید می دهد که بی تردید همه ما باید در این راه کمک کار بوده و از هیچ حمایت و یا کمکی فرو گذار نکنیم.
* در این جا توجه شما را به دو گزارش و حقیقت آماری جلب می کنم که گویای واقعیت مورد ادعا است.
1:رشد علمی
وبگاه علمي تحليلي ساينس متريكس كه به تحليل وارزيابي پيشرفت هاي علوم، فناوري و نوآوري اختصاص دارد، در مقاله اي با موضوع مرور تحليلي رشد علم در 30 سال گذشته در كشورهاي مختلف جهان پرداخته ونرخ رشد توليدات علمي در ايران را 11 برابر نرخ متوسط رشد علم در جهان اعلام مي دارد و ايران را داراي بالاترين رشد در ميان همه كشورهاي جهان مطرح مي كند.(به نقل از سایت تحلیل گران تکنولوژی ایران)
2: رشد اقتصادی
سایت ایران اکونومیست در گزارشی از بانک جهانی در ارتباط با رشد اقتصادی ایران می نویسد:« بانك جهاني در تازه ترين گزارش خود رشد اقتصادي ايران در سال 2009 را 3 درصد و رشد اقتصادي جهان در اين سال را منفی 1.7 درصد پيش بيني كرد.
بانك جهاني در تازه ترين گزارش خود موسوم به دورنماي اقتصادي جهان پيش بيني كرد رشد اقتصادي ايران در سال 2009 به 3 درصد خواهد رسيد. در گزارش نوامبر 2008 اين سازمان رشد اقتصادي ايران براي سال 2009 بالغ بر 3.5 درصد پيش بيني شده بود.بر اساس پيش بيني بانك جهاني رشد اقتصادي ايران در سال 2010 اندكي افزايش خواهد يافت و به 4 درصد خواهد رسيد»
این در حالی که در آن زمان بحران اقتصادی فزاینده ای دنیای غرب را فرا گرفته و آن را فلج کرده بود اما در ایران همچنان رشد اقتصادی رو به جلو بوده و از آن بحران،کمترین آسیب را دیده بود.
ثالثا: در این ارتباط که آیا عدم توسعه یافتگی به کم کاری مسولان بر می گردد یا خیر؟ باید دانست که آن را می توان در دوره زمانی قبل و بعد از انقلاب مورد تحلیل قرار داد:
الف: قبل از انقلاب
1: موضوع توسعه یافتگی (همان گونه که پیش تر نیز به اجمال ذکر شد) امری نیست که بتوان آن را در طی یک بازه زمانی سی ساله تحقق بخشید بلکه ریشه این موضوع را باید در قبل از انقلاب جستجو کرد که تصمیم بر عقب نگه داشتن این مملکت بوده و از هر فرصتی در این راه استفاده گردیده است.
2:بی شک قبل از انقلاب نقش مسولان در این مهم(عدم توسعه ایران) تعیین کننده بوده و آنان حقیقتا کم کاری کرده اند اما این سخن را نمی توان به بعد از انقلاب سرایت داد هر چند بصورت جزیی،کم کاری برخی مسولان نیز پس از انقلاب قابل بررسی است.
ب: بعد از انقلاب
1: ایران پس از انقلاب دارای دوره ها و مشکلات خاصی بوده است که هر کدام به تنهایی کافی بود تا این که کشور با شکست مواجه­گردد.یکی از دوره های حساس و سرنوشت ساز انقلاب،سال های نخستین آن بود که در آن زمان مشکلاتی وجود داشت همچون حضور گروهک های مختلف که نمی گذاشتند مردم روز خوشی داشته و هر روز شاهد بمب گذاری و ایجاد تفرقه و ناامنی در مناطق مختلف بودیم که خود موانع مهمی در راه توسعه ایران بودند.
از دیگر مشکلات باید به جنگ تحمیلی هشت ساله اشاره کرد که واقعا بسیاری از فرصت ها و امکانات ما را هدر داده و خسارات بسیاری نیز به بار آورد که همچنان و پس از گذشت افزون بر بیست سال از آن،شاهد آثار سوء آن هستیم.
از طرف دیگر و در دوره های دیگر انقلاب نیز ما شاهد کارشکنی ها و دست اندازهای مختلفی هستیم که از سوی دشمنان این مرز و بوم به آن دامن زده و بخوبی دستان پلید عناصر داخلی و خارجی در آن پیدا است.بعنوان مثال موضوعی که امروز یکی از شاخص های مهم در توسعه یافتگی در دنیا مطرح است بحث انرژی هسته ای که در دهه اخیر،بد خواهان این ملت تا توانسته­اند در این راه سنگ اندازی و علیه آن اقدام به توطئه های مختلف سیاسی،رسانه ای و... کرد­­ه­اند تا این که این مهم را از ایران اسلامی گرفته و نگذارند به این توان و قدرت دست یابد که با امداهای الهی نتوانستند به این هدف شوم خود دست یابند و امروز ما بعنوان یک قدرت دارای توان هسته ای در دنیا مطرح می باشیم.
2: بدون شک انقلاب اسلامی مردم ایران گام بلندی بود که در راه رشد و توسعه همه جانبه ایران برداشته شد بگونه ای که امروز و به اعتراف دوست و دشمن، ما در مسیری گام نهاده­ایم که آینده آن روشن بوده و با اتکا به توان مندی ها و استعدادهای خود خواهیم توانست کشورمان را همچنان که از زمره کشورهای عقب مانده دنیا درآورده و آن را به جزگه کشورهای در حال توسعه وارد ساختیم همچنین این مرحله را نیز پشت سر نهاده و آن را به کشوری توسعه یافته بدل سازم.
به عبارت دیگر این انقلاب بود که سرآغازی برای توسعه ایران بوده و در این راه به عرصه های مختلف توسعه از جمله اقتصاد،صنعت،تکنولوژی و... وارد و قله های فراوان علمی(انحصاری) را فتح و خود بر آن سلطه یافته است و به توفیق الهی در آینده نیز خواهیم توانست همچنان به این حرکت و خیزش میمون و مبارک استمرار بخشیده و پا به عرصه توسعه یافتگی بگذاریم.


 

پاسخ داده شده مرداد ۲۲ , ۱۳۹۳ توسط iran_750
انتخاب شده شهریور ۱۷ , ۱۳۹۳ توسط ممد
این همه روو چطور نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+3 امتیاز
مردم ایران
پاسخ داده شده تیر ۱۶ , ۱۳۹۳ توسط zanaei
میشه بیشتر توضیح بدی
اصلا ایطور نیس، همش تقصیر دولته
دولت رو همین مردم نگه داشتن اگه مردم بخوان یه دولت که کل مسئولین بلندپایه اش به 200 نفر نمیرسه چه قدرتی داره؟
مردم= خود ما
+1 امتیاز

زیرا هیچکدام از مسئولین، در جای واقعی خودشون قرار ندارن مثلا شخصی که سواد نداره و چیزی حالیش نیس رئیس یک جایی میشه که نباید بشه، علت این کار هم پارتی بازیه، دلیل دیگرشم اینه که اگر مسئول جیب های خودشو پر میبینه دیگه مسئولیتشو یادش میره و به فکر بقیه نیس.

پاسخ داده شده تیر ۱۶ , ۱۳۹۳ توسط رضا-چلسی
0 امتیاز
به نظر من چون هرکی به فکر خودشه و بس
پاسخ داده شده شهریور ۱۷ , ۱۳۹۳ توسط meybodiha
چون ايران 5 بار درگير جنگ بوده اونم پشت سر هم اونم تنهايي

سوالات مشابه

+4 امتیاز
2 پاسخ
+11 امتیاز
5 پاسخ
533 بازدید پرسیده شده مرداد ۱۳ , ۱۳۹۲ در زناشویی توسط مهری
+4 امتیاز
1 پاسخ
34 بازدید پرسیده شده شهریور ۷ , ۱۳۹۲ در علمی (عمومی) توسط mdarbandi528
+3 امتیاز
1 پاسخ
30 بازدید پرسیده شده شهریور ۱۶ , ۱۳۹۳ در اقتصاد توسط amhp
+7 امتیاز
4 پاسخ
127 بازدید پرسیده شده مرداد ۲۸ , ۱۳۹۲ در عمران توسط الیسا